فرم و زبان شعر_علی عبدالرضایی

یا          بنده

این آگهی نیست!

مردی با موهای سفید

حدود همین سنی که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خوانی

گم رفته

یا/بنده را بیابید

آیا درون شما گم نرفته؟

تن را از کرست جر بده

من را زیر گیلاس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نیافتی؟         زیر کون؟

هنوز به رحم نرسیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام

آنجا نیستم

همین حوالی را نگاه کن

زیر قالی … نه

همان دو گیلاس را بی‌ساقه جدا کنید

نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهم به لبانت برسم

کجا را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینی؟

هنوز به رحم نرسیدی؟            در ابتدای واژن گم رفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای

برخاستم آنجا هم نبودی

قالی را جمع نکنید

نسیمی از چهارباغ نوازشم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند

شاید روی قالی ریخته باشدم

از دور می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینمت

در آبراه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های چهارباغ پیدا رفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای

“محمود نوری”

نقد علی عبدالرضایی:

در شعر بحثی با عنوان سطر سازی وجود دارد که از طریق آن می‌فهمیم که شاعر سطرسازی را اداره کرده است و از این طریق می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانیم به قطعه سازی برسیم. یکی از راه‌هایی که با استفاده از آن به ساخت یک شعر پی می‌بریم، ساختار معنایی شعر است. نزدیک‌ترین فرمی که این ساختار معنایی می‌تواند داشته باشد توجه به موتیف مقید آن است. یک شاعر در اولین بررسی شعرش باید بر موتیف مقید شعر خود اشراف پیدا کند.

به عنوان مثال اگر آقای نوری در شعرش، جمله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی “این آگهی نیست” را مرکز بحرانی شعرش قرار می‌دهد نمی‌تواند در ابتدای شعر به آن اشاره کرده و در سطور بعدی شعر از آن غافل بماند. شعر نوعی بازی‌ست. شاعر باید بتواند در مرحله‌ی اجرا با این موتیف مقید بازی خلاقانه‌ای انجام دهد.

شعر به این شکل آغاز می‌شود:

این آگهی نیست

فردی با موهای سفید

حدود همین سنی که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خوانی گم رفته (البته من با اصطلاح گم رفته که شاعر در ادامه‌ی شعر با آن بازی کرده خیلی موافق نیستم)

یا / بنده را بیابید

تصویر این سطر در ظاهر یک آگهی است، اما در ادامه با بررسی شعر متوجه یک تم اروتیک در آن می‌شویم که ارتباط چندانی هم به آن آگهی ندارد. اما به نظر می‌رسد یک این‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌همانی ایجاد کرده و حتی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان آن را یک آگهی سکچوال دانست. حالا در اجرای مجدد برای این که شعر فرم داشته باشد و روی موتیف مقید آن هم تاکید شود، در جاهایی از شعر، این موتیف مقید را تکرار کرده‌ام و شما در نسخه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ادیت شده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینید که چگونه در این شعر، فرم ساخته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود؛ یعنی سعی کرده‌ایم با متن ایشان به گونه‌ای بازی کنیم تا آن فرم به وجود بیاید.

یکی از ساده‌ترین راه‌های ساخت فرم، ترجیع دادن موتیف مقید است. گاهی روش ساده‌ی آن این است که یکی از سطرها را به عنوان شعار مرکزی متن انتخاب کرده و در شعر تکرار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند. راه دیگر آن است که، سطری را که نمایه‌ی موتیف مرکزی و مقید شعر است شبیه‌سازی کرده و در قسمت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف شعر تکرار کنید تا ذهنیت مخاطب از فضای کلی شعر دور نشده و از یمین به یسار نرود.  بسیاری از اشعار فارسی دچار این مشکل‌اند. یعنی میان ابتدا و پایان شعر ارتباط مناسبی وجود ندارد. این ارتباط همان ساخت شعر است. وقتی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویند بعضی شعرها فاقد معنا هستند، علت آن است که این شعرها اصولن ساختار منسجمی نداشته و شعر نیستند، اگرچه دارای معنا باشند.

با این تفاسیر توجه شما را به ادیت خودم از شعر آقای نوری جلب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنم که چگونه فرم و زبان را در آن تلطیف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنم. دقت کنید شعری که بیش از دو صفحه نیست در اصل ساختار یک جمله را دارد. یعنی باید مثل یک جمله به راحتی خوانده شود. حتی اگر آن شعر به صورت منثور باشد. برخلاف بسیاری از شعرای معروف در ایران که شعرشان در خوانش شما را با مشکل مواجه می‌کنند زیرا سیستم هجاها و ساختار موسیقیایی را رعایت نمی‌کنند در نتیجه شعرشان لحن ندارد و خواننده نمی‌تواند آن را به راحتی بخواند. بنابراین سعی من این است که روی این نکات کلیدی در کارگاه تاکید کنم.

ویرایش علی عبدالرضایی:

یا              بنده

مردی با موهای سفید

حدود همین سنی که می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خوانيد

اين آگهى نيست

یا/بنده را بیابيد

آیا ميان شما نيست؟

زير کرست بگرد

توى پياله روى ميز

گشتى!؟

زیر گیلاس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها چى!

لاى دو پا

نیافتی؟

هنوز به رحم نرسیدم

آنجا نیستم

همین حوالی

زیر قالی را نگاه كن

اين آگهى نيست

آن دو گیلاس را بی ساقه سوا كن

جدا كن از من دهانت را

نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهم به لبانت برسم

هنوز به رحم نرسیدی؟

در ابتدای واژن گم شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای

رفتم آنجا هم نبودی

خوابيدم و برخاست

مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواست و خوابيدى

قالی را جمع نکن

اين آگهى نيست

نسیم چهارباغ است

كه دست نوازش مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كشد روى گل

گلآبى كه ريخته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام

بر قالى

مجله فایل شعر 1

از سری نقدهای علی عبدالرضایی در کالج که به‌منظور استفاده‌ی آسان‌تر به فايل‌های نوشتاری تبديل شده و در دسترس عموم قرار می‌گيرد.