موزیک متنی_علی عبدالرضایی

در ادبيات و شعر فارسي، سه نوع وزن و موزیک وجود دارد.
نوعی از وزن که در ترانه استفاده می‌شود و ملودی‌ محور است؛ یعنی آهنگی متناسب با آن ساخته می‌شود و شما آن کلمات را فقط با ملودی می‌توانید بخوانید و اگر آن را تقطیع کنید هیچ وزنی ندارد و اساسن بدل به نثر می‌شود، اما همراه با موزیک، آهنگین است؛ در اين‌باره می‌توان اين ترانه‌ از رهی معیری را مثال زد:
شد خزان گلشن آشنایی/ باز هم آتش به جان زد جدایی/ عمر من ای گل طی شد بهر تو/ وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی‌وفایی
در این شعر فقط قافیه‌ی بی‌وفایی و جدایی وجود دارد و اگر شعر را تقطیع کنیم، مى‌بينيم که از هيچ وزنى تبعيت نمى‌کند؛ اما اگر آن‌ را با ملودی بخوانیم بسیار آهنگین است. این موضوع مورد بحث ما و موضوع ادبیات نیست، زیرا ترانه متصل به موسیقی‌ست و آن را فقط با لحن و ملودی می‌توان خواند و بدون آن چیزی از ترانه باقی نمی‌ماند، پس ترانه وابسته به ملودی‌ست،زیرا اين‌جا ملودی مستقل است اما متن ترانه مستقل نیست.
نوع دوم؛ وزن تکیه‌ای و هجایی‌ست؛ یعنی در اين نوع وزن، شعر وابسته به ملودی نیست اما ریتم آن را نمی‌توانیم عوض کنیم زیرا وزن تکیه‌ای وابسته به ریتم است. این نوع وزن نزدیکی بیشتری به ادبیات دارد، زیرا در آن تقطیع نیز وجود دارد؛ مثل وزن عروضی. بر فرض مثال یک هجای تکیه‌دار و یک هجای بی‌تکیه وجود دارد و آن‌جایی که مکث اتفاق می‌افتد هجای تکیه‌دار است. در وزن عروضی، هجای بلند را با « – »، هجای کشیده را با «-U» و هجای کوتاه را با «U» نشان می‌دهیم. وزن تکيه‌اى را نيز مى‌توان مثل وزن عروضى تقطيع کرد و تقطيع آن بر اساس تمپوی کلمات است که صدای ت و تق می‌دهد؛ يعنى هر ترکيبى از ت و تق ريتمى را به دست مى‌دهد که در آن تق علامت هجای تکیه‌دار است؛ یعنی ما در آن مکث داریم؛ برای مثال «ارباب خودم بزبز قندی»: در کلمه‌ی ارباب در دو هجاى «ار با» مکث وجود دارد و وقتی به «ب» می‌رسیم به خوانش سرعت می‌دهیم، «ب خودم» یعنی شما هیچ مکثی در این قسمت ندارید و «ت» همان علامت هجای بدون تکیه‌ست که سریع و بدون مکث خوانده می‌شود، اما آن هجایی که مکث دارد هجای تکیه‌دار است و با تق نشان داده می‌شود. معمولن هرگاه هجایی تکیه‌دار می‌نویسیم بعد از آن یک «ـ» می‌گذاریم که به آن مرز پایه می‌گویند و این اساس تقطیع وزن تکیه‌دار و هجایی است. این نوع وزن براساس ریتم طراحی می‌شود نه براساس ملودی. ملودی را می‌توان تغییر داد اما ریتم ثابت است. در وزن تکیه‌ای بهتر می‌توانیم لحن را بفهمیم؛ هر گاه لحن را تغییر دهیم ریتم هم عوض می‌شود؛ بر همین اساس است که مى‌توانيم ساختار صوتى لحن را در شعر سپید بررسى کنيم و اين به موزیک شعر سپید و آزاد بسیار کمک می‌کند. پس در نهایت، ما سه نوع موزيک متنى یا وزن در شعر فارسى داريم، البته پيشتر به وزن عروضى که بسيار پرکاربرد است پرداخته‌ايم و درباره تقطيع عروضى و اختيارات شاعرى به تفصيل توضيح دادم. وزن تکیه‌ای ایرانی‌ترین نوع وزن است، زیرا قبل از اسلام نیز وجود داشته است. اساسن آن‌چه به شعر منش می‌دهد همان ریتم و هارمونی‌ست که از متن انتظار داریم، اما وزن عروضی ادبیاتی‌تر بوده، زیرا به ریتم و ملودی ربطی ندارد و مستقل از اين دو عمل مى‌کند. وزن به ما کمک می‌کند که پتانسیل اجرایی کلمات را شناسايى کنيم و وزن هر جمله‌ای را در ذهن خودمان بسازيم؛ برای مثال جمله‌ى «تو با ليلى و مريم فرق داری» از وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل تبعيت مى‌کند و اگر در سطرهاى بعد همين چينش هجايى را رعايت کنيم شعرى موزون نوشته‌ايم که تقطیع عروضى در آن درست عمل می‌کند و می‌توان مثل یک معادله‌ی ریاضی آن را بسط داد و جلو برد؛ این نوع شعر مهندسی‌تر است. شعر عروضی به شرط دانستن قوانین بسیار ساده است. اغلب غزل‌سراهای معروف با همین روش و فرم کار می‌کنند و تصویر و یا مفهوم تازه‌ای ارائه نمی‌دهند، فقط کلمات را درون قالب‌ها می‌ریزند. اگر در محاصره‌ی این وزن و قالب قرار بگیرید کم‌تر پیش می‌آید که بتوانید از این فضا رها شوید و فضاها و معناهای تازه بسازید و به شعرى ساختمند برسيد. اگر بخواهيد بر اساس وزنى مشکل، غزلى بنويسيد می‌بینید که چطور بعد از چند بيت وزن و قافيه مانعی برای ويراژهاى حسى‌تان مى‌شود. بی‌خود نيست که گاهى شاعران براى رعايت وزن عروضى کلمات را مى‌شکنند يا از مخفف آن‌ها استفاده مى‌کنند و این‌که زبان فارسى انبار کلمات مترادف شده و براى يک معناى خاص، چندين کلمه‌ی مترادف داريم که از زبان‌هاى عربى و ترکى و… بدون مجوز وارد زبان فارسى شده‌اند و این بدین دلیل بوده که اولين بار شاعران کلاسيک‌مان از آن‌ها براى اين‌که وزن شعرشان دچار سکته نشود استفاده کرده‌اند؛ مثلن در مصرعى مى‌خواستند از کلمه‌ى سپاس استفاده کنند که معادل فعول است در حالى که مصرع مورد نظر به قدر فعولن جاى خالى داشته پس سراغ کلمه عربى تشکر رفتند و جاى سپاس نوشتند تشکر و اين‌گونه بى‌هيچ مجوزى يکى از کلمات سامى را وارد زبانى هند و اروپايى کردند! مى‌خواهم بگويم اين‌که مى‌بينيم تا این حد کلمات مترادف عربی وارد زبان فارسى شده‌ (بى آن‌که دلالتى معنايى ديگرى داشته باشند يا فرق کوچکى از لحاظ معنايى بين‌شان برقرار باشد) به این دلیل است که شاعر کلاسيک فلان قرن خواهان پیروی از وزن بوده اما چون نمی‌توانسته کلمه‌ی فارسی را در آن وزن بگنجاند کلمه‌ای عربی را آورده‌ است. خلاصه اين‌که مطابق با وزن کار کردن نوعی مهندسی کردن است و شاعر کلاسيک بيشتر صنعت‌گرى‌ست که ذهنش به جدول‌ضرب عروضى اعتياد دارد. اما اگر بخواهیم کمی حسی‌تر عمل کنیم، بهتر است با وزن تکیه‌ای پیش برویم که در آن، دست شاعر برای خلاقیت بازتر است، چون محور آن، هجا‌ست و با هر مدلی از «ت» و «تق» می‌تواند پیش برود، همچنین در آن ریتم هم وجود دارد. این‌جا وزن به معنی تکرار است و آن‌چه تکرار می‌شود، تولید وزن می‌کند؛ مثلن اگر تق تق تتق را تکرار کنيم یک وزن ساخته می‌شود؛ اگرچه در شعر نباید چیزی را تکرار کرد و این فرق بین شعر و موسيقى است. در موزیک باید نوعی توازن ایجاد شود، ملایمت در احساسات پدید آید و یک ‌نوع صمیمیت و احساس سوبژکتیو حس شود که با فضای پیرامون از طریق موسیقی ارتباط برقرار کند. این نوع رابطه باید در شعر به صورت اتفاقی درون‌متنی پديدار شود؛ یعنی این‌جاست که شور در متن به موزیک بدل می‌شود و ما باید از طریق شعر به سمت موزیک برویم نه اين‌که از طريق موزیک به شعر برسيم، مساله‌ی مهم همین است؛ برای مثال ریتم شعر «بندرعباس» ریتم زندگی‌ست، با این‌که هیچ تقطیعی درباره‌ی آن به خوبي عمل نمی‌کند، با ترکیبی بین تقطیع‌ها می‌توانیم به ریتم آن برسیم. در واقع موضوع نه‌‌ تنها درباره‌ی وزن ترکیبی، بلکه براساس انواع اوزان ترکیبی‌ست؛ برای مثال دوبيتی يا غزلی داریم که در آن تعداد هجاها باید برابر باشد؛ به این صورت که اگر در یک مصراع یازده هجا داریم، در مصراع بعدی نیز باید یازده هجا باشد و چيدمان هجاهای کوتاه و بلند نیز باید يکى باشد؛ اما از دیدگاه من لازم نیست نظم کوتاه و بلندی رعایت شود و برابر بودن تعداد هجاها کافی‌ست و با این کار می‌توان وزن خفیف‌تر و جالب‌تری که به زندگی نزدیک‌تر است تولید کرد. این مبحثی کاملن جدید است. در اين‌باره باز بحث خواهيم کرد.

 از سری سخنرانی‌های علی عبدالرضایی در کالج که به‌منظور استفاده‌ی آسان‌تر به فايل‌های نوشتاری تبديل شده و در دسترس عموم قرار می‌گيرد. همچنین می‌توانید آن را در مجله‌ی فایل شعر ۶ نیز بخوانید.
ویدیو انواع وزن و ریتم در شعر👇🏼👇🏼
https://www.youtube.com/watch?v=W097B8dNGy8&feature=share