فاصله‌گذاری و سپیدخوانی_علی عبدالرضایی

جهان می‌تواند در سمت‌های مختلف نابرابر عمل کند

می‌تواند غُصه‌ای را به سومالی گره بزند

موشکی را به فلسطین هدیه دهد

زیر جهنمّ‌مرگی‌های برمه دستخط بگذارد

می‌تواند همزمان شویی بپا کند در بُرج العرب

یا چای سبزی باشد کنار دست یک میلیونر

در دل اقیانوس

جهان مانکنی‌ست در شانزه لیزه

گُرگی‌ست در وال استریت

و زنی ست در کابل

که روسری‌اش در باد می‌سوزد

جهان می‌تواند در سمت‌های مختلف نابرابر عمل کند

جهان می‌تواند / می‌تواند جهان

می‌توانی تو هم

تو هم می‌توانی

فقط به‌جان جهان این شعر بیفتی

که فُرم خوبی ندارد

دست و دلش می‌لرزد

آن‌طور که من سال‌هاست فُرم خوبی ندارم

دست و دلم می‌لرزد

«مصطفی صمدی»

نقد علی عبدالرضایی

تا جایی که مصطفی صمدی را می‌شناسم، یک شاعر خراسانی اهل کشور افغانستان است. او به شدت به تازگی علاقه‌مند است و می‌خواهد خودش را نو کند. در پایان این شعر هم مشاهده می‌کنیم که از فاصله‌گذاری استفاده می‌کند. توجه به فاصله‌گذاری در شعر سپید بسیار مهم است، به خصوص در شعری که در این عصر دارد نوشته می‌شود. منتها مشکلی که مصطفی دارد نظم و همان بحث هجابندی است و این ضعف در اغلب شعرهایی که فرستاده، دیده می‌شود. البته من از این شعر و موتیفی که در آن وجود دارد بسیار خوشم می‌آید، زیرا با جهان خودش بحث دارد و از روی درد این شعر را می‌نویسد. مثل وقتی که از جهان نابرابر حرف می‌زند، غصه‌ای که سومالی دچارش شده را به مسئله‌ی فلسطین ربط می‌دهد، از جهنم‌مرگی که در برمه اتفاق می‌افتد حرف می‌زند، از کاپیتالیسم سخن می‌گوید و همه‌ی این مضامین را با زنی که در کابل روسری‌اش در باد می‌سوزد قیاس می‌کند؛ تمام این مضامین که ساختار معنایی و تم اثر هستند به ایجاد جذابیت منجر شده  اما شعر اجرای مناسبی ندارد. قرار نیست که در شعر همه چیز گفته شود و حرف دلمان را کامل بیان کنیم. یک چیزهایی باید به شعر اضافه شده و یک چیزهایی باید از شعر حذف شود. شما در این دو شعری که ما تا کنون بررسی کردیم هم این نظم را می‌بینید.

شعر قبل از نویسش شما وجود داشته و شما باید به این اعتقاد داشته باشید و بلد باشید چگونه این شعر را کشف کنید. این‌جاست که تراش آن شعر و گشتن در آن اهمیت بسیار دارد. نباید دو فضای عینی و ذهنی را با هم قاطی کنید. در این شعر ما با هیچ ذهنیتی روبرو نیستیم اما عینیت و فضاسازی کار خودش را به درستی انجام داده است. انتهای شعر با اینکه می‌خواهد ذهنی شود اما باز هم به فاصله‌گذاری رجعت می‌کند.

مصطفی ضعف سطرسازی داشته و ضرورت دارد به نوع سطرهایی که می‌نویسد و زبانی که به کار می‌برد بیشتر توجه کند. در نهایت من شعر پیشنهادی خودم را ارائه می‌کنم.

ویرایش علی عبدالرضایی:

جهان می‌تواند نابرابرى کند

غُصه‌ای را به سومالی گره بزند

موشکی را به فلسطین

مى‌تواند

زیر جهنمّ‌مرگیِ برمه دستخط بگذارد

بگذارد شويى در بُرج العرب

یا فنجانى چای سبز

روى ميز ميليونرى در دل اقیانوس

جهان مانکنی‌ست در شانزه لیزه

گُرگی‌ست در وال استریت

زنی‌ست در کابل

که روسری‌اش در باد می‌سوزد

جهان می‌تواند نابرابرى كند

می‌تواند جهان

تو هم می‌توانی

مى‌توانى به جان جهان

جهانِ این شعر بيفتى

که فُرم خوبی ندارد

و مثل من كه سال‌هاست

فُرم خوبی ندارم

دست و دلش می‌لرزد

ما خیلی اوقات می‌توانیم از حذف به قرینه‌ی لفظی و حذف به قرینه‌ی معنوی استفاده کنیم که در ادیت بالا این کار صورت گرفته است. حذف فعل‌ها باعث می‌شود حتی شعر بلند شما به ساختار یک جمله نزدیک شده و روان‌تر خوانده شود. از طرفی سبب رعایت ایجاز در شعر می‌شود. وقتی ایجاز رعایت می‌شود یعنی سپیدخوانی رعایت شده است. شما ناگزیر نیستید همه چیز را در شعر بگویید. باید به هوش خواننده و شناخت مخاطبتان اعتماد داشته باشید. سپیدخوانی در اینجا اتفاق می‌افتد، یعنی هرآنچه را که شما بین دو سطر نمی‌نویسید، خواننده کشف می‌کند و می‌خواند. هستند شاعرانی که به سپیدخوانی اعتقاد ندارند و ساده‌نویسی می‌کنند. این نوع از نوشتن مصداق بارز فرهنگ فست‌فودی است!

شعر، هنر نخبه‌هاست. وقتی شعر می‌نویسید نباید روی این مساله که شعر شما فهمیده می‌شود یا خیر تمرکز کنید. من اعتقاد مطلق دارم که هر نوع شعری باید نوشته شود. خیلی‌ها می‌خواهند دست خواننده را بگیرند و با خود به همه جا ببرند. در چنین وضعیتی خواننده گم نشده بلکه این شاعر است که سردرگم مانده است. شاعر باید خودش را در متن پیدا کند بنابراین باید از پس خودش بربیاید. اگر موفق شود خودش را تفهیم کند، خواننده همه‌چیز را دریافت خواهد کرد.

منبع: مجله فایل شعر 1

از سری نقدهای علی عبدالرضایی در کالج که به‌منظور استفاده‌ی آسان‌تر به فايل‌های نوشتاری تبديل شده و در دسترس عموم قرار می‌گيرد.