ادبیات نمایشی-سیمین شیرازی

ادبیات نمایشی چیست؟

ادبیات نمایشی گونه‌ای از ادبیات است که در قالب نمایش بر روی صحنه می‌آید. این تعریف کوتاه و جامع دربرگیرنده‌ی کلیه‌ی متونی است که قابلیت تبدیل شدن به نمایش را دارند. موضوع اصلی ادبیات نمایشی پیوند انسان با زندگی و طبیعت و وظیفه‌ی آن، تجلیل روحیات انسان و نحوه‌ی برخورد او با حوادث زندگی است.

انواع ادبیات نمایشی:

در تقسیم‌بندی کلاسیک، ادبیات نمایشی را به سه گونه‌ی درام، کمدی و تراژدی تقسیم می‌کنند.
تراژدی، نمایش ناکامی افراد برجسته است. کمدی، نمایش عیوب اخلاقی، سیاسی و اجتماعی است به گونه‌ای که مخاطب را به خنده وامی‌دارد و درام، شکل عادی زندگی با همه‌ی تضادها و تعارض‌های آن است.
مهد نمایش یا درام، یونان باستان بوده است. دراما در زبان یونانی به معنی کار یا عملی‌ست که واقع می‌شود و در معنی تخصصی آن هنری است که به روی صحنه می‌آید. ادبیات نمایشی دراماتیک براساس یک تقسیم‌بندی که ارسطو انجام داد، به دو نوع تراژدی و کمدی تقسیم می‌شود. تراژدی نمایش اعمال مهم و جدی است که در مجموع به ضد قهرمان‌های اصلی تمام می‌شود و هسته‌ی اصلی داستان (Plot) منتهی به فاجعه‌ای می‌شود که در اکثر تراژدی‌ها مرگ قهرمان آن‌هاست؛ مرگی که اتفاقی نیست و نتیجه‌ی مستقیم حوادث داستان است. یونانی‌ها را اولین تراژدی‌نویسان می‌دانند. برخی آثار شکسپیر مانند رومئو و ژولیت، مکبث و اوتللو و آندروماک اثر راسین از برجسته‌ترین تراژدی‌ها هستند.
نوع دوم ادب دراماتیک کمدی است. کمدی اثری نمایشی است که در ابتدا هدف آن جلب نظر بیننده و سرگرمی به نظر می‌رسد اما کمدی مسائل جدی را هدف می‌گیرد. موضوعات جدی اخلاقی، سیاسی و اجتماعی در قالب شوخی مطرح می‌شوند. از نمونه‌های موفق نمایش‌نامه‌های کمدی می‌توان به سفر دراز روز در شب اثر یوجین اونیل، هیاهوی بسیار برای هیچ، طوفان و شب دوازدهم اثر شکسپیر اشاره کرد.

تاریخچه‌ی ادبیات نمایشی:

تاریخچه‌ی ادب دراماتیک به یونان می‌رسد. در این کشور به نمایش توجه ویژه می‌شده است. اما درام در اکثر تمدن‌های قدیم وجود داشته و جزئی از مراسم مذهبی بوده است. در این مراسم به تجلیل خدایان، مردگان یا صحبت از کیفیت گناهان می‌پرداختند. سابقه‌ی درام در مصر هم به حدود چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. نمایش در روم باستان نیز رواج زیادی داشته است. در قرون وسطی، دستگاه کلیسا به دلیل علاقه‌ی مفرط مردم به تئاتر، گونه‌ای از درام به نام درام مذهبی را رواج داد. در این نمایش‌ها، زندگی مسیح و قدیسان بر روی صحنه می‌آمد. در اروپای رنسانس هم درام قدیم یونان و روم ظهور کرد و احیا شد. اشکال کهن نمایش در ایران پیش از اسلام هم ریشه در مذهب دارد. مثلن گونه‌ای از درام در آن زمان بوده که مغ‌ها سرودهای اوستا را همراه با رقص‌های دسته جمعی اجرا می‌کرده‌اند. همچنین نمایش‌واره‌هایی به مناسبت پیروزی‌ها یا سوگواری‌ها برپا می‌شده است. از نمونه‌های آن می‌توان به مراسم کین سیاووش که در نواحی شمال شرق ایران اجرا می‌شده و تا قرن چهارم رایج بوده است، کین ایرج، مویه‌ی زال یا آیین جمشید اشاره کرد. انوع نمایش‌های سنتی دیگری هم در ایران وجود داشته؛ مانند معرکه‌گیری، نقالی یا روحوضی. تمام این اشکال نمایش، چون عامی بودند، نیازی به متن یا نمایش‌نامه‌ی مشخصی نداشتند، تنها گونه‌ی نمایش که شاید بتوان نوشتاری منسجم برای آن یافت، تعزیه است. تعزیه نمایشی مذهبی است که از زمان معزالدوله‌ی دیلمی آغاز می‌شود و تا اواخر دوره‌ی صفوی به شکل امروزی تکامل می‌یابد.
نمایش به شکل امروزی آن با ترجمه‌ی نمایش‌نامه‌های غربی به ایران راه پیدا کرد. نمایش‌های مولیر سهم زیادی در معرفی تئاتر مدرن در ایران داشته‌اند. از اوسط دهه‌ی 1330، با ساخته شدن سالن‌های جدید نمایش و برگزاری جشنواره‌های تئاتر، نمایش دوباره در ایران رونق گرفت. از برجسته‌ترین نمایش‌نامه‌نویسان می‌توان از بهرام بیضایی، غلامحسین ساعدی، اکبر رادی و اسماعیل خلج نام برد.

نمایش‌نامه:

یکی از اشکال تکامل یافته‌ی نمایش، نمایشنامه است. در یک تعریف کلی، نمایش‌نامه متنی است که برای بازیگران نوشته می‌شود تا بتوانند نمایش را بر روی صحنه ببرند. این تعریف اگرچه ساده به نظر می‌رسد اما در بطن خود متعارض است، چون متن خواندنی نمایش باید به متنی دیدنی تبدیل شود. چطور یک اثر خواندنی، می‌تواند دیدنی هم باشد؟ مگر آن‌که خواندن متن سبب شود که ایده‌ای در ذهن خواننده به وجود بیاید، آن ایده پرورش پیدا کند و بر اثر آن یک نمایش خلق شود. مثلن کارگردانی را تصور کنید که خبری را در روزنامه می‌خواند و براساس آن خبر، نمایشی را روی صحنه می‌برد. در این­جا کارگردان ایده‌ی متن را به اثری نمایشی تبدیل می‌کند. این امر با در نظر گرفتن تمهیدات تصویری انجام می‌شود. در واقع یک متن ساده‌ی خواندنی هرگز نمی‌تواند به تنهایی به یک اثر دیدنی تبدیل شود. نمایش‌نامه یک تفاوت اساسی با متنی ساده دارد. زمانی که در تعریف نمایش‌نامه از یک متن خواندنی یاد می‌کنیم، باید در تعریف خود تجدید نظر کنیم و سعی کنیم تعاریف تازه‌ای از نمایش‌نامه ارائه دهیم که این گونه‌ی ادبی برای ما بهتر مشخص شود. بنابراین کسانی که ادبیات نمایشی را به شکل تخصصی‌تر بررسی می‌کنند، نمایش‌نامه را تصویرنامه‌ای می‌دانند که با کلمات نوشته می‌شود و کارگردان هنگام اجرا از این اثر یک نمایش دیداری به وجود می‌آورد. در تعاریف آکادمیک از نمایش‌نامه، آن را اثری ناتمام می‌دانند که توسط یک گروه اجرایی به اتمام می‌رسد. مارتین اسلین معتقد است متن نمایش‌نامه تنها زمانی درام می‌شود که روی صحنه برود.
بنابراین در بررسی‌های جدیدتر از نمایش‌نامه، کارگردان فردی معرفی می‌شود که با استفاده از اشیایی که در اختیار دارد و عوامل انسانی خود، از تصویرنامه‌ی نمایش‌نامه‌نویس، اثری هنری خلق می‌کند. پس در یک نمایش، اثری تصویری و ادبی به یک اثر دیداری تبدیل می‌شود.

فیلم‌نامه:

فیلم‌نامه یا سناریو، متنی است شامل شخصیت‌ها، ماجراها و هر آن­چه در فیلم روی خواهد داد به صورت یک دستورالعمل که توسط فیلم­نامه نویس یا فیلم­نامه­نویسان نوشته می­شود. فیلم­نامه معمولن شامل تمام جزئیات صحنه، گفت­وگو، کنش و گاه حتی موقعیت و زاویه دوربین است.
ویلیام گلدمن که یکی از اساتید مطرح فیلم‌نامه‌نویسی است معتقد است در نوشتن یک فیلم‌نامه مانند هدیه دادان، نیت است که اهمیت دارد. این موضوع به آن معنی است که هدف و هر آن­چه که قرار است به تماشاگر منتقل شود، باید به خوبی از سوی فیلم‌نامه‌نویس درک و به خوبی نیز به بیننده منتقل شود. این هــدف ممکن است اهدافی چون ترساندن، خنداندن یا تفکر و تامل باشد. یک فیلم‌نامه‌نویس همیشه می‌تواند از الگوهای موفق و تضمین شده استفاده کند اما هرگز نباید از خلاقیت و نوآوری و ارائه‌ی نکات و ویژگی‌های جدید پرهیز کند. در واقع باید تلاش کند تا اگر می‌تواند تماشاگرش را در یک تجربه‌ی تازه دخیل کند.
شخصیت‌پردازی از مهم‌ترین جنبه‌های فیلم‌نامه‌نویسی است. این موضوع آن­قدر مهم است که برخی فیلم‌ها بدون برخورداری از ماجرا و قصه‌ی خاصی تنها از طریق شخصیت‌پردازی و همذات‌پنداری تماشاگر با او فیلم‌نامه را پیش می‌برند. باید توجه داشت که سینما اول یک رسانه‌ی تصویری و بعد یک رسانه‌ی صوتی است. دیالوگ لازم و حیاتی است اما نباید در دیالوگ‌نویسی حتی کوچک‌ترین احساسات را به تماشاگر گوش­زد کرد. اگر فضاسازی، بازی‌ها و فیلم‌نامه قوی باشد، تماشاگر به خوبی حس صحنه را درک می‌کند و دیگر نیازی به دیالوگ‌های کش‌دار و طولانی نیست. در واقع با توجه به ماهیت و ویژگی‌های شخصیت‌ها باید دیالوگ‌ها را نوشت و تا حد ممکن از دیالوگ‌های موجز و پرعمق استفاده کرد، البته منظور ثقیل و سنگین نیست. بنابراین می‌توان سه ویژگی برای یک دیالوگ مناسب ذکر کرد: خلاصه گفتن، صحیح گفتن و عدم توضیح بدیهیات.

سبک‌های نمایشی:

در این بخش به سبک‌های رایج نمایشی اکسپرسیونیسم و تئاتر پوچی می‌پردازیم. از دیگر سبک‌ها می‌توان به داداییسم، رومانتیسم، رئالیسم، سمبولیسم و سورئالیسم اشاره کرد.

اکسپرسیونیسم (Expressionism):

کلمه اکسپرسیون از دو قسمت ex پیشوند به معنای خارج و pression به معنای فشار و فشردگی تشکیل شده که در زبان‌های اروپایی ابزار حالات درون، بیان، حالت قیافه تعبیر شده است. همچنین در بیان دیگر این لغت از واژه express به معنای ادا کردن، رساندن، بیان‌گرایی و گزاره‌گرایی نیز تعبیر شده است. این اصطلاح برای اول بار در نقاشی و تمایز برخی نقاشان که از سبک امپرسیون جدا شده بودند به کار رفت. در ادبیات اکسپرسیون روشی است که جهان را بیشتر از طریق عواطف و احساسات نگاه می‌کند. به عبارت دیگر، کوشش هنرمند صرف بیان حقایقی است که برحسب احساسات و تاثیرات شخصی خود درک کرده است. در واقع اکسپرسیونیست‌ها به بیان تصورات، احساسات و رویاهایشان می‌پرداختند که این روش در تئاتر آلمان سال‌های پیش از جنگ جهانی اول رواج یافت. آلمان‌ها در آن سال‌ها سعی داشتند حالات درونی و ناخوداگاه انسان را به نمایش بگذارند، در واقع در این روش، اکسپرسیونیت‌ها قراردادهای منطقی و نظم، تناسب یا قواعد رایج و در کل رفتار و رسوم سخن را که در آن زمان در نمایش رئالیستی و ناتورالیستی رایج بود، کنار گذاشتند. نمایش‌نامه‌نویسان این سبک در درجه‌ی اول دیدگاه­شان ذهنی بود و اصولن به شخصیت اصلی نمایش عمق روان‌شناسانه می‌دادند و از این طریق تلاش داشتند درونیات خود را برملا کنند.
اکسپرسیونیسم چهارچوب‌های سنتی را نمی‌پذیرد و در ادبیات این سبک اصولن اعتراضی بود بر ضد قراردادهایی که موجود بود و همچنین انکار چهره‌ی جامعه‌ی بورژوایی. اکسپرسیونیسم در تئاتر در صدد بیان تفکرات، ذهنیات، درون‌مایه‌ی ناخودآگاه، احساسات و عواطف و واقعیات درونی شخصیت‌ها است.
 زمانی که یک نمایش‌نامه‌نویس در این سبک تلاش می‌کند از مابین ذهنیات یک شخصیت اصلی (پروتاگونیست) به بیان واقعیات بپردازد، در واقع از سبک اکسپرسیونیسم استفاده کرده است. از نظر منتقدین، گزاره‌گرایی یا اکسپرسیونیسم جنبشی است در ادبیات نمایشی نوگرا که در واکنش نسبت به واقع‌گرایی (رئالیسم) به وجود آمده است که اکسپرسیونیست‌ها برخلاف رئالیست‌ها می‌خواستند تصاویر ذهنی واقعیت‌ها را از میان ذهنیات پروتاگون‌ها نشان دهند. در واقع به نظر اکسپرسیونیست‌ها، واقعیت امری است درونی و ذهنی (سابجکتیو). از جمله نمایش­نامه‌نویسان سبک اکسپرسیونیست می‌توان ارنست تولرو، برتولت برشت، کارهای ابتدایی یوجین اونیل، شون اکیسی، اوژن یونسکو، ساموئل بکت و ژان ژنه را نام برد.

تئاتر ابزورد:

تئاتر ابزورد یا به عبارت دیگر تئاتر پوچی که آن را تئاتر نو، فراتئاتر، ناتئاتر نیز می‌خوانند، عبارتی بود که توسط مارتین اسلین (نویسنده و منتقد) در قرن بیستم میلادی به کار گرفته شد. بعد از جنگ جهانی این سبک در آثار نویسندگانی چون ساموئل بکت، اوژن یونسکو، آرتور آدموف، خود را نشان داد که اوج آن را در ارتباط پوچ‌گرایی بعد از جنگ در آثار ژان پل سارتر و آلبر کامو شاهد شدیم. این شکل تئاتری سقوط ملودرام و تراژدی را به سرخوردگی و ناامیدی نسبت می‌دهد که ناشی از مشکلات انسان‌ها می‌شود. مشکلاتی که تمام رفتار انسان مدرن را در برخورد با مسائل پوچ زندگی، به یک بی‌هویتی رسانده است و آن­چه انسان مدرن را از دوران ماقبل مدرن متفاوت می‌کند، معناباختگی عمیقی است که نسبت به زندگی در انسان مدرن تشکیل شده است. سبک تئاتری ابزورد با وجود تاثیراتی که از جریانات مختلف داشته به دنبال این است که چارچوب‌های روایی و رئالیسم را بشکند و شیوه‌ای نوین را ابداع کند. مضحکه در تئاتر پوچی خنداندن و سرگرم کردن نیست، بلکه تفکر است. عبث بودن تلاش انسان را برای زندگی، در عمق خود، یک تراژدی غم‌انگیز است، اما زمانی که در نمایش­نامه‌ی ابزورد تراژدی و کمدی با هم آمیخته می‌شود در نهایت در تئاتر پوچی شاهد درامی هستیم که از برخورد تراژدی و کمدی شکل گرفته است اما این درام، به شدت درام ماقبل خود را نفی می­کند. تلفیق تراژدی و کمدی در ساختار، ایجاد درام می‌کند اما در محتوا و معنی نمی‌توان به این تلفیق با عنوان آن­چه در شمایل کلی از تلفیق می‌دانیم نگاه کرد. در واقع در تئاتر پوچی کمدی از نهاد تراژدی، بیرون آمده و این کمدی قیامی است علیه تراژدی حاکم بر زندگی بشر. به عبارت دیگر تئاتر پوچی طغیان و مبارزه‌ای­ست علیه قوانین و قواعدی که جدی تلقی می‌شوند و در قالب این سبک نمایشی ارائه می‌شود.

منتشر شده در مجله فایل شعر 11